سلام... خوبین؟؟؟ من دوباره اومدم. خوش اومدم!!! ![]()
اول از همه اربعین تسلیت...

ولنتاین هم مبارک با کمی تأخیر... کادوهاتونو برین از توی ادامه مطلب بردارین...
این کادوییه که من به مامانم دادم

اینم جعبش


جاتون خالی... انقدر مامانم ذوق کرد... به نظر من آدم به مادر و پدرش بخواد بده خیلی بهتر از اینه که به دوست دختر/ پسر ش بده!!!
کارنامه هامون رو هم خانم ب اومد سر کلاسمون به خودمون داد... فقط اونایی که تجدیدی داشتن رو به مادر پدراشون دادن که اونا هم توی کلاس ما نبودن...
توی کلاس اولا و انسانی ها تجدیدی داشتیم... ولی توی ریاضی ها و تجربی ها نداشتیم... انسانی هامون بالاترین معدلشون ۱۸ بود...
توی کلاس خودمون هم نفر اول شد ۷۰ / ۱۹. نفر دوم کلاسمون، رعنــــا ۹۱ / ۱۸.
نفر سوم که من باشم ۸۸ / ۱۸. نفر چهارم هم زهـــرا ق ۷۹ / ۱۸
ولی کلاس ۲۰۲ نصف بیشترشون ۱۹ به بالا شدن! اَه...اَه...اَه... خرخونا!!!
نفر اول مدرسه هم عـــارفه ع بود که توی همین کلاس۲۰۲ بود... شد ۹۱ / ۱۹ ![]()
البته منم اگه جغرافی مو نمیشدم
۵ / ۱۳انقدر من اون روز گریه کردم که خدا میدونه... آخه هیچ کدوم از امتحان هامو مثل جغرافی نخوندم...
فقط ۲ ساعت شبش خوابیدم... آخر هم این جوری!!!
خب آدم دلش میسوزه دیگه!!! بی معرفت خانم ه همشو نکنه ای در آورده بود! 2 تا کتابه... منم قاطی کرده بودم... ۲ زار اطلاعات بیشتر تو مغزم نمونده بود...
که تا برگه امتحان رو دیدم اون ۲ زار هم پرید!![]()
بیشتری هامون یکی، دو درس معدل هامون رو کشید پایین، ورزش بیشتریا هم پایین ترین نمره شون بود... به جای این که ورزش معدلمون رو بیاره بالا برده پایین... ![]()
اون روز دوستام گفتن اگه تو خرخون گریه کنی که دیگه ما کجا بریم... مثلا میخواستن دلداریم بدن!
از کلاس زبانمون هم باید بگم که آقایون ن دیگه مدیر نیستن!!! اون موقع آقای نیما ن مدیر اصلی بود و آقای ناصح ن مدیر آموزشی یا همون superviser...
به جاش خانم ها آ و گ مدیر شدن... به نظر من آقایون ن خیلی خوب درس میدن... ولی مدیریت خانم آ و گ خــــیــــلــــی بهتره...
زمان آقایون ن همش دخترا دورشون جمع میشدن!!! خصوصا آقای نیما ن! کلاس زبانمون دیگه کلاس زبان نبود! شده بود....خونه!!!
ولی الآن خیلی جدی و خوب شده. البته خانم آ اون موقع هم مدیر بود، ولی مدیر مالی. اما الآن هم مدیر مالیه هم مدیر اصلی. خانم گ هم مدیر آموزشی یا همون superviser شده.
خانم گ استاد این ترممون هم هست... حالا خود کتاب FCE سخته این ۲ تا کتاب دیگه هم معرفی کرده. خداییش خیلی سخت گیره ولی بهتر از خانم ر هست...
خانم ر همش نیم ساعت دیر میومد سر کلاس... اونوقت هفته آخرو مجبور شدیم همه ی روزاشو حتی جمعه بیایم کلاس... البته خدایی خیلی خوش میگذشت... خصوصا جمعه ها...
ولی یک امتحان سختی گرفت ازمون واسه فاینال... فکر کنین جمعه ش ۸ - ۴ رفتیم کلاس، فرداش (شنبه) هم ۸ - ۶ بعد از ظهر امتحان فاینال... اصلا وقت نداشتیم بخونیم...
FCE.2 هم از اوایل بهمن شروع شد. آقای ناصح ن جمعه ها صبح کلاس داره... آقای نیما ن هم روزهای فرد با FCE.4...
پ.ن ۱: اعصابم خیلی خرده...
پ. ن ۲: همیشه زحمت های آدم نتیجه نمیده...![]()
پ. ن ۳: وقتی با تنفر درس بخونی، خیلی بهتر از این نمیشه...
پ.ن ۴: به قول مامانم: بی خیال جغرافی... جغرافی که درس نیست... فقط مزاحمه... به ظاهر واسه بالا بردن معدله ولی در اصل میاره پایین... مثل ورزش! ناراحت نباش معدلت همون ۴۰ / ۱۹
پ.ن ۵: به قول بعضی از دوستام: مهم درس های خصوصیته، که ما خراب کردیم... ولی تو همشو ۱۹ به بالا شدی!!!
پ.ن ۶: شدم فیزیک دان، شیمی دان، ریاضی دان، هندسه دان، آمارگیر، عربیست و زبانیست(!!!) کلاسمون.![]()
پ.ن ۷: ترم دوم جبران میکنم... گرچه معدل درسهای خصوصیم مهمه که شدم ۶۰ / ۱۹.
معدل کلم هم همون ۴۰ / ۱۹ نه چیز دیگه!!!![]()
پ.ن ۸: خدا رو بابت تمام نعمت هایی که بهم داده شکر...![]()
ادامه مطلب یادتون نره... فعلا یا علی ![]()
ادامه مطلب


